Tuesday, August 14, 2007
ترويج
در اين قسمت بخشي از رساله دكترا در مورد ترويج و آموزش كشاورزي را قرار ميدم از لينك پايين دريافت نماييد
از اينجا
Monday, August 13, 2007
Saturday, August 11, 2007
نقش ارتفاعات براقليم استان
باتوجه به اينكه استان اردبيل داراي 3/2بافت كوهستاني باارتفاع متوسط 3700مترازسطح دريامي باشدوسبلان نگين تابناكي بربلنداي استان با ارتفاع 4811متر واقع شده است بطوريكه غيرازآن كوههاي طالش وقوشه داغ درغرب كوه سبلان وبزغوش درجنوب وجنوب غربي سبلان باارتفاع متوسط 2200مترويارشته كوه پلنگان درحوالي درياچه نئوروقله آق داغ باارتفاع 3322متردراستان واقع گرديده اند. سبب شده كه اقليم استان اردبيل تحت تاثيراين ارتفاعات ازويژگيهاي خاص برخوردارشودواين استان درشماريكي ازسردترين استانهاي كشورقرارگيردورژيم بارندگي ودمايي آن درحدوسيعي تحت تاثيرارتفاعات بوده كه غالباً با برف پوشيده مي باشند.
نقش منابع رطوبتي
استان اردبيل داراي رودخانه هاي ارس ،قره سو،بالخلي چاي ودرياچه هاي نئوروشورابيل مي باشدكه درشكل گيري اقليم نقش قابل توجهي داردومنبع رطوبتي درياي خزربررژيم هاي اقليمي آن بطورشاخص اثرميگذارد.
تاثيرعرض جغرافيائي
عرض جغرافيائي نيزجزءعوامل اصلي مؤثربرشكل گيري اقليم ميباشد.استان اردبيل يكي ازاستانهائي است كه داراي گستره وسيع شمالي –جنوبي است كه نزديك به 3درجه عرض جغرافيائي اختلاف دارندكه اين اختلاف موجب گرديده است برشرايط جغرافيايي وآب وهوائي استان تاثيربگذاردورژيم دمائي واقليمي متفاوتي رابوجودآورد.
نقش پوشش گياهي وكشاورزي دراقليم استان
استان اردبيل ازپوشش مرتعي مناسبي دربسياري ازمناطق برخوردارميباشدو وجودجنگلهاي استان درشمال وشرق اردبيل وارتفاعات طالش واقع دراستان تاثيرات قابل ملاخظه اي براستان پديدمي آورندوبه عنوان عوامل فرعي تاثيرگذاربررژيم آب وهوائي مي باشد.
تاثيرتوده هاي هواوسيستم هاي هواشناسي
توده هاي هوابه حجم بزرگي ازهـــوا با خصوصيات فيزيكي خاص اطـــلاق مي گردد، توده هاي هوابه دليل قرارگرفتن درروي يك ناحيه وسيع به دليل عبورآرام ازيك منطقه بتدريج خصوصيات فيزيكي ناحيه ازقبيل دماورطوبت رابه خودميگيرد.
منابع اصلي شكل گيري توده هاي هوا
يك توده هوابه حجم عظيمي ازهواگفته مي شودكه وقتي به صورت افقي درداخل آن حركت كنيم داراي خصوصيات فيزيكي مشابه درطول مسيرباشد،يك توده هواممكن است سطحي بيشترازهزاران كيلومترمربع رابپوشاندمثلايك توده هواي بزرگ زمستاني بيشترازنصف قاره آمريكارامي پوشاند.
دسته بندي توده هاي هوا
توده هاي هوا براساس منابع شكل گيري واهميت به سه گروه اصلي توده هاي قطبي ،توده هواي عرض هاي مياني وتوده هواي حاره اي كه هرگروه براساس منبع شكل گيري توده هوابه توده هواي دريايي وخشكي تقسيم مي شوندونيزدوتوده هواي ديگرتوده هواي كلاهك قطبي واستوايي مي باشند. توده هوائي كه روي اقيانوسهاشكل مي گيرندداراي رطوبت بيشتري هستند.
توده هواهائي كه استان راتحت تاثيرقرارمي دهند
درفصل بهاروتابستان بيشترجريانات عرضهاي مياني وجنب حاره اي دراستان اردبيل فعال هستندبه طوريكه بيشترين ميزان بارندگي استان دراثرنفوذجريانات ناپايدارعرضهاي مياني پس ازتقويت درروي درياي مديترانه وكسب رطوبت كافي ميباشد. بارندگي هاي اصلي اردبيل درفصل بهاروتابستان بيشتردراثرفعاليت عبورجريانات عرضهاي مياني وكم فشارسوداني ميباشدكم فشارسوداني كه درحين فعاليت ازروي شرق مديترانه درفصل بهاروتابستان اين سيستم درحال ديناميكي وحركت روبه شمال شرق باعث بارندگي درحاشيه غربي كوههاي زاگرس گرديده وبه علت ازدست دادن رطوبت خودبه صورت بادنسبتاگرم دراستان اردبيل جريان پيداميكند.زماني كه جريان عرضهاي مياني تاغرب مديترانه گسترش پيداكرده باشدهواي سردي ازحاشيه جنوبي اقيانوس اطلس شمالي بخصوص مجمع الجزاير آزور و در پشت اين سيستم قرارميگيردوبه دنبال جريانات گرم منطقه راتحت تاثيرقرارميدهدومعمولابابارندگي هاي نسبتاخوب توام بارعدوبرق دربهاروتابستان ودرزمستان باعث بارش برف سنگين دراستان ميگردد.
جريانات مؤثردر فصول پائيز و زمستان بيشتر شمالي و شمال غربي هستند به طوريكه :
الف ـ درفصل زمستان ريزش هواي بسيارسردسيبري افت شديددماوبارش برف دراستان اردبيل رابه همراه داردزمانيكه كم فشارهاي عرضهاي پائين درحين نفوذبه فلات ايران ازتوسعه وگسترش خوبي برخوردارباشندوتاعرضهاي 40درجه برسند،نفوذهواي سردسيبري وبرخورد آن باهواي نسبتا گرم عرضهاي مياني باعث تقويت ناپايداريهاوبارندگيهاي خوب دراستان اردبيل ميگردد.نفوذمركزفشارزيادسيبري درفصل پائيزباعث افت قابل ملاحظه دماگرديده ودربعضي سالهاكاهش زودرس دماباعث واردآوردن خسارات زيادبه محصولات كشاورزي وباغباني ميشود.
ب ـ توده هواي ديگري كه درفصل زمستان براستان اردبيل تاثيرگزاراست ،توده هواي شكل گرفته درروي مناطق پوشيده ازبرف كانادااست كه به دوصورت درمنطقه عمل ميكند: خست پس ازعبورازروي كشورهاي اسكانديناوي وشمال اروپاباسيستم پرفشارسيبري ادغام گرديده وازروي درياي سياه وارد استان شده وباعث افت شديددرجه حرارت وبارندگي ميگردد. دوم توده هواي شكل گرفته درروي مناطق جنوب شرقي كانادااست ،كه مركزآن درروي مجمع الجزاير آزور قرارميگيرد،به دليل كسب رطوبت ازاقيانوس اطلس شمالي پس ازعبورازروي اروپاودرياي مديترانه ازبخشهاي شمالغربي كشورواردشده وباعث بارندگيهاي نسبتا خوب دراستان اردبيل ميشود. كم فشارهاي سوداني درمناطق مختلف استان اردبيل اثرات متفاوتي برجاي ميگذارنددرشهرهاي اردبيل وخــلخــال به صورت وزش بادگرم همراه با گردوغبارو در پارس آباد ،مشگين شهر،گرمي وبيله سواربصورت رگبارهاي پراكنده همراه بارعدوبرق جريان پيداميكند. كم فشارهاي سوداني دراستان اردبيل باعث بروزبيماريهاي گوارشي ،جلدي و...ميگردد،جريانات فوق پس ازرسيدن به اردبيل درحاشيه جنوبغربي كوه سبلان ودرصعودازارتفاعات سبلان دراثربارندگي رطوبت خودراازدست داده وبه صورت هواي خشك وگرم ازدامنه هاي جنوب شرقي سبلان سرازيرشده ودررسيدن به شهراردبيل باعث وزش بادجنوبغربي بانام محلي گرميج دراين شهرميشود.
براي برسي اقليم منطقه شناخت عناصر اقليمي ضروري مي باشد كه در ذيل به بررسي مي گردد :
بارندگي
بارندگي يكي از مهمترين عامل تعيين كننده اقليم و چرخه آب در منطقه مي باشد و اگر بخواهيم بارندگي را در يك عبارت بسيار ساده تعريف كنيم اصطلاحاً به كليه نزولات جوي بارندگي گويند. باران و برف عمدهترين نزولات جوي منطقه بوده و برحسب مطالعاتي كه انجام يافته بيا نگر اين است كه حداكثر بارش منطقه با حد اكثر رطوبت ارتباط مستقيم نداشته و در مجموع، ميزان بارندگي به عوامل مختلفي مانند عامل صعود؛ كاهش دما؛ وجود هسته هاي تراكم به مقدار لازم در هواو منبع رطوبتي، بستگي دارد. متوسط مجموع بارندگي سالانه محاسبه شده از ايستگاه هاي مورد مطالعه9/333 ميليمتر است كه مقدار بارندگي در مناطق شمالي استان نسبت به مناطق ديگر كمتر است. در جدول مجموع بارندگي ماهانه و سالانه و فصلي تهيه گرديده است. اين جدول نشان مي دهدكه كمبارانترين ايستگاه مشيران با 2/209 ميليمتر و پر باران ترين آن با 6/482 ميليمتر مربوط به ايستگاه سرعين است .با محاسبه ميزان بارندگي فصلي و توزيع آن مشخص مي شودكه ميانگين مكاني بارش بهاره استان 2/111 ميليمتر معادل 1/34 درصد بارش سالانه است و بيشترين بارش سالانه استان به غير از ايستگاه پارس آباد و سرعين كه در فصل پاييز و فيروز آباد و كلور اردبيل كه در فصل زمستان اتفاق مي افتد ،بقيه مناطق در فصل بهار روي مي دهد. بنابر اين پرباران ترين و كم باران ترين فصول سال به ترتيب بهار و تابستان است؛ كه فصل تابستان با متوسط مجموع بارندگي 9/32 ميليمتر معادل7/8 درصد از كل بارش استان دراين فصل اتفاق مي افتد. ميانگين سالانه بارندگي اردبيل 5/303 ، مشگين شهر 9/367 ، سرعين 6/482 ، مشيران 2/209 ، خلخال 6/375، و پارس آبا دمغان 8/264 ميليمتراست.
دماي هوا توزيع دماي هوادرسطح استان متناسب باتوپوگرافي وسايرويژگيهاي طبيعي آن است نواحي پست واقع دردره رودخانه ارس ودشت مغان گرمترين وارتفاعات سبلان سردترين مناطق استان مي باشند. ميانگين سالانه دماي هوادربين 9/7 تا2/15 درجه سانتي گراددرنوسان مي باشد.وميانگين حداكثردرجه حرارت دربين ايستگاههاي استان بين 3/14 تا 5/20 درجه سانتي گرادمتغيراست وميانگين حداقل درجه حرارت دربين اين ايستگاههابين 5/1 تا 7/9 درجه سانتي گرادمتغيرمي باشدولي وجوددرجه حرارتهاي مطلق بين 5/38- درجه سانتي گرادتا44درجه سانتي گرادبه ترتيب درايستگاههاي فيروزآبادخلخال ومشيران است كه حاكي ازاختلاف شديددمائي است .ودرجدول زيردماي سالانه تهيه گرديده است .
تعدادروزهاي يخبندان
برحسب موقعيت وشرايط جغرافيائي مناطق ونواحي مختلف استان اردبيل ،تعدادروزهاي يخبندان درسال بيشترازمناطق جلگه اي ودشت هاي استان است ودرنقاط مرتفع برفگيراستان،تعدادروزهاي يخبندان به حدود6ماه درسال ميرسد. برحسب آماربلندمدت جوي تعدادروزهاي يخبندان شهرستان اردبيل 128روزومشگين شهر88روزوپارس آباد53روزومشيران 79روزوخلخال 154روزو سرعين147روزوفيروزآباد166روزاست .اين آمارنشان ميدهندكه باافزايش ارتفاع ازشمال استان به جنوب ونقاط مرتفع تعدادروزهاي يخبندان افزايش مي يابدودرارتفاعات بالاي 2200مترازسطح درياجزواقليم ارتفاعات فوقاني محسوب ميشود.
توفان رعدوبرق
توفان رعدوبرق ازآن دسته پديده هاي جوي است كه رخدادآن ممكن است باخسارت مالي ياحتي تلفات جاني همراه باشدواصولاوقوع اين پديده موجب ايجادترس ووحشت مي شوددرمركزاستان اردبيل درهرسال تقريبا8تا9روزتوام باتوفان رعدوبرق است كه فراواني آن درماههاي ارديبهشت وخردادكه ماههاي گذرفصل سرد به فصل گرم استان است، بيشترازسايرماههاي سال ميباشد.درمشگين شهرتعدادروزهاي توفاني درسال درحدود6روزدرخلخال13روزدرپارس آبادمغان 11روزدرسال است .درمشگين شهرماههاي بهار، درخلخال ارديبهشت وخردادودرپارس آبادمغان هم ارديبهشت وخردادبيشترازسايرماههاي سال درمعرض توفان رعدوبرق قرارمي گيرند.
باد
جريان هواهميشه ازنقطه اي به نقطه ديگردرحال حركت مي باشدباحركت اين جريان كه ازسيسستم فشارزيادبه طرف سيستم فشاركم ميباشدبادراتوليدمينمايددرهرمنطقه دونوع باد يافت ميشودكه يكي بادهاي محلي است وديگري بادهاي جبهاي كه بانفوذجبهه به طرف منطقه شروع ميشود.درحالت كلي بادهاي عمومي استان عبارتنداز:
بادشرقي : درفصول مختلف سال كه به بادمه يابادخزري معروف است ازطرف شرق به طرف غرب ميوزدوحداكثررطوبت درياي خزرراباخودبه مناطق مختلف مي آوردوعلت آنراميتوان اختلاف ارتفاع اردبيل ودرياي خزر را ذكرنمود.
بادغربي : اين بادنيزميتوانددرفصول مختلف سال بوزدودراصطلاح محلي به بادگرميچ معروف است ودراثرعبورتوده هواي مديترانه اي ودرياي سياه اتفاق مي افتدومعروفترين باددرمنطقه بشمارمي رودكه سبب تبخيروخشكاندن زمين كشاورزان مي شود.
باد غالب : علاوه بربادهاي ذكرشده بادهاي ديگري نيزدراستان اردبيل مشاهده مي شودكه به نامهاي مختلفي موسوم هستندودرگلبادهاي رسم شده مشخص ميشود. جهت وزش بادغالب درشهرستان اردبيل طي ماههاي دي وبهمن جنوب غربي كه سرعت آن دردي ماه 7/9ودربهمن 1/9متربرثانيه است ودراسفندماه باتغييرجهت ازجنوب غربي به شرقي سرعت آن نيزكاهش يافته وبه 8/6متربرثانيه مي رسد.درتمام طول فصل بهاروتابستان وماه اول پاييزجهت بادغالب دراردبيل ،شرقي وسرعت آن درفروردين ماه 1/7ودرارديبهشت 1/7درخردادماه 2/7درتيرماه 6/7درمرداد1/7درشهريورومهر6/6متربرثانيه است .ازماه دوم پاييزجهت وزش بادهاي غالب جنوبغربي شده كه اين جهت وزش درطول ماههاي آذرودي وبهمن تداوم مي يابد.سرعت بادغالب درآبان ماه 9 ودرآذرماه 6/8متربرثانيه است .دراردبيل بيشترين سرعت بادغالب 7/9متربرثانيه درديماه وكمترين سرعت 6/6متربرثانيه درماههاي شهريورومهراست .وسرعت بادهاي غالب بطورنسبي درفصول سردسال بيشترازماههاي گرم سال ميباشد. شديدترين بادوزيده شده درطول دوره آماري بلندمدت اردبيل باجهت جنوبغربي وسرعت 34متربرثانيه بوده است . بادهاي غالب مشگين شهركه درجدول نشان داده شده است 9ماه ازسال جنوبغربي وسه ماه شمالغربي ميباشدوسرعت بادغالب بين 2/4تا2/8متربرثانيه درهرسال ميباشد.وحداكثرسمت وسرعت باددرطول دوره آماري 29متربرثانيه ازسمت جنوب ميباشد. بادهاي غالب شهرستان خلخال 7ماه غربي و5ماه شرقي ميباشدكه دربادغالب آن غربي باسرعت 3/4متربرثانيه است وحداكثرسرعت باداتفاق افتاده جنوبغربي با24متربرثانيه است درپارس آبادبادغالب شرقي با5متربرثانيه است وحداكثرسمت وسرعت اتفاق افتاده جنوبشرقي با23متربرثانيه است كه درسال 1989اتفاق افتاده است .
طبقه بندي اقليمي استان
موقعيت خاص جغرافيائي استان اردبيل سبب گرديده است كه اين استان درفصلهاي سردسال تحت تاثيرتوده هواهاي مهاجرازشمال ،شمالغرب وغرب قرار گيرد.درفصل هاي تابستان نيزگاهي سيستم هاي هواشناسي كم فشارباران زائي تاثيرگذاشته وبارندگيهاي تابستانه رادراين مناطق نازل مي گردد. بخشهائي ازاستان تحت تاثيراقليم خزري قرارداشته ودرياي خزردرشرق استان برشرايط دمائي ورطوبتي آن اثرمي كندوموجب تعديل اين عوامل جوي مي شود.باعنايت به اينكه استان ازدوبخش كوهستاني سردوجلگه اي معتدل تشكيل شده وبه تبع تنوعات طبيعي وجغرافيائي ،داراي تنوعات اقليمي قابل توجه است .اماويژگي سردي كه ناشي ازهجوم توده هاي هواي سردشمالي ،ارتفاع وعرض جغرافيائي است .صفت مشترك اقليم هاي گوناگون استان گرديده وحتي درپست ترين نقاط استان كه طبيعتاداراي اقليم معتدل هستند. بطورمتوسط درحدود61روزازسال داراي شرايط يخبندان بوده وسردي هوابرتمامي استان و كليه اقليمهاكم وبيش تاثيرميگذارد. بر اساس طبقه بندي اقليمي دمارتن محاسبه رابطه آن بين ايستگاه هاي مختلف استان نوع اقاليم موجود به شرح جدول زير مشخص شده است:
نوع منطقه
نوع اقاليم
نام ايستگاه
استپي
نيمه خشك
اردبيل
استپي
نيمه خشك
پارس آباد
معتدل جنگلي
نيمه مرطوب
خلخال
استپي
نيمه خشك
فيروز آباد
معتدل جنگلي
نيمه مرطوب
سرعين
بياباني
خشك
مشيران
مرز بين استپي و معتدل جنگلي
مرز بين خشك و نيمه مرطوب
نمين
استپي
نيمه خشك
نير
جدول پارامتر هاي مربوط به طبقه بندي آمبرژه استان اردبيل
نـوع اقـليـم
نام ايستگاه
نيمه خشك سرد
اردبيل
نيمه خشك معتدل
پارس آباد
ارتفاعات فوقاني
خلخال
ارتفاعات فوقاني
سرعين
خشك سرد
مشيران
نيمه مرطوب سرد
نمين
نيمه مرطوب سرد
نير
باتوجه به اينكه استان اردبيل داراي 3/2بافت كوهستاني باارتفاع متوسط 3700مترازسطح دريامي باشدوسبلان نگين تابناكي بربلنداي استان با ارتفاع 4811متر واقع شده است بطوريكه غيرازآن كوههاي طالش وقوشه داغ درغرب كوه سبلان وبزغوش درجنوب وجنوب غربي سبلان باارتفاع متوسط 2200مترويارشته كوه پلنگان درحوالي درياچه نئوروقله آق داغ باارتفاع 3322متردراستان واقع گرديده اند. سبب شده كه اقليم استان اردبيل تحت تاثيراين ارتفاعات ازويژگيهاي خاص برخوردارشودواين استان درشماريكي ازسردترين استانهاي كشورقرارگيردورژيم بارندگي ودمايي آن درحدوسيعي تحت تاثيرارتفاعات بوده كه غالباً با برف پوشيده مي باشند.
نقش منابع رطوبتي
استان اردبيل داراي رودخانه هاي ارس ،قره سو،بالخلي چاي ودرياچه هاي نئوروشورابيل مي باشدكه درشكل گيري اقليم نقش قابل توجهي داردومنبع رطوبتي درياي خزربررژيم هاي اقليمي آن بطورشاخص اثرميگذارد.
تاثيرعرض جغرافيائي
عرض جغرافيائي نيزجزءعوامل اصلي مؤثربرشكل گيري اقليم ميباشد.استان اردبيل يكي ازاستانهائي است كه داراي گستره وسيع شمالي –جنوبي است كه نزديك به 3درجه عرض جغرافيائي اختلاف دارندكه اين اختلاف موجب گرديده است برشرايط جغرافيايي وآب وهوائي استان تاثيربگذاردورژيم دمائي واقليمي متفاوتي رابوجودآورد.
نقش پوشش گياهي وكشاورزي دراقليم استان
استان اردبيل ازپوشش مرتعي مناسبي دربسياري ازمناطق برخوردارميباشدو وجودجنگلهاي استان درشمال وشرق اردبيل وارتفاعات طالش واقع دراستان تاثيرات قابل ملاخظه اي براستان پديدمي آورندوبه عنوان عوامل فرعي تاثيرگذاربررژيم آب وهوائي مي باشد.
تاثيرتوده هاي هواوسيستم هاي هواشناسي
توده هاي هوابه حجم بزرگي ازهـــوا با خصوصيات فيزيكي خاص اطـــلاق مي گردد، توده هاي هوابه دليل قرارگرفتن درروي يك ناحيه وسيع به دليل عبورآرام ازيك منطقه بتدريج خصوصيات فيزيكي ناحيه ازقبيل دماورطوبت رابه خودميگيرد.
منابع اصلي شكل گيري توده هاي هوا
يك توده هوابه حجم عظيمي ازهواگفته مي شودكه وقتي به صورت افقي درداخل آن حركت كنيم داراي خصوصيات فيزيكي مشابه درطول مسيرباشد،يك توده هواممكن است سطحي بيشترازهزاران كيلومترمربع رابپوشاندمثلايك توده هواي بزرگ زمستاني بيشترازنصف قاره آمريكارامي پوشاند.
دسته بندي توده هاي هوا
توده هاي هوا براساس منابع شكل گيري واهميت به سه گروه اصلي توده هاي قطبي ،توده هواي عرض هاي مياني وتوده هواي حاره اي كه هرگروه براساس منبع شكل گيري توده هوابه توده هواي دريايي وخشكي تقسيم مي شوندونيزدوتوده هواي ديگرتوده هواي كلاهك قطبي واستوايي مي باشند. توده هوائي كه روي اقيانوسهاشكل مي گيرندداراي رطوبت بيشتري هستند.
توده هواهائي كه استان راتحت تاثيرقرارمي دهند
درفصل بهاروتابستان بيشترجريانات عرضهاي مياني وجنب حاره اي دراستان اردبيل فعال هستندبه طوريكه بيشترين ميزان بارندگي استان دراثرنفوذجريانات ناپايدارعرضهاي مياني پس ازتقويت درروي درياي مديترانه وكسب رطوبت كافي ميباشد. بارندگي هاي اصلي اردبيل درفصل بهاروتابستان بيشتردراثرفعاليت عبورجريانات عرضهاي مياني وكم فشارسوداني ميباشدكم فشارسوداني كه درحين فعاليت ازروي شرق مديترانه درفصل بهاروتابستان اين سيستم درحال ديناميكي وحركت روبه شمال شرق باعث بارندگي درحاشيه غربي كوههاي زاگرس گرديده وبه علت ازدست دادن رطوبت خودبه صورت بادنسبتاگرم دراستان اردبيل جريان پيداميكند.زماني كه جريان عرضهاي مياني تاغرب مديترانه گسترش پيداكرده باشدهواي سردي ازحاشيه جنوبي اقيانوس اطلس شمالي بخصوص مجمع الجزاير آزور و در پشت اين سيستم قرارميگيردوبه دنبال جريانات گرم منطقه راتحت تاثيرقرارميدهدومعمولابابارندگي هاي نسبتاخوب توام بارعدوبرق دربهاروتابستان ودرزمستان باعث بارش برف سنگين دراستان ميگردد.
جريانات مؤثردر فصول پائيز و زمستان بيشتر شمالي و شمال غربي هستند به طوريكه :
الف ـ درفصل زمستان ريزش هواي بسيارسردسيبري افت شديددماوبارش برف دراستان اردبيل رابه همراه داردزمانيكه كم فشارهاي عرضهاي پائين درحين نفوذبه فلات ايران ازتوسعه وگسترش خوبي برخوردارباشندوتاعرضهاي 40درجه برسند،نفوذهواي سردسيبري وبرخورد آن باهواي نسبتا گرم عرضهاي مياني باعث تقويت ناپايداريهاوبارندگيهاي خوب دراستان اردبيل ميگردد.نفوذمركزفشارزيادسيبري درفصل پائيزباعث افت قابل ملاحظه دماگرديده ودربعضي سالهاكاهش زودرس دماباعث واردآوردن خسارات زيادبه محصولات كشاورزي وباغباني ميشود.
ب ـ توده هواي ديگري كه درفصل زمستان براستان اردبيل تاثيرگزاراست ،توده هواي شكل گرفته درروي مناطق پوشيده ازبرف كانادااست كه به دوصورت درمنطقه عمل ميكند: خست پس ازعبورازروي كشورهاي اسكانديناوي وشمال اروپاباسيستم پرفشارسيبري ادغام گرديده وازروي درياي سياه وارد استان شده وباعث افت شديددرجه حرارت وبارندگي ميگردد. دوم توده هواي شكل گرفته درروي مناطق جنوب شرقي كانادااست ،كه مركزآن درروي مجمع الجزاير آزور قرارميگيرد،به دليل كسب رطوبت ازاقيانوس اطلس شمالي پس ازعبورازروي اروپاودرياي مديترانه ازبخشهاي شمالغربي كشورواردشده وباعث بارندگيهاي نسبتا خوب دراستان اردبيل ميشود. كم فشارهاي سوداني درمناطق مختلف استان اردبيل اثرات متفاوتي برجاي ميگذارنددرشهرهاي اردبيل وخــلخــال به صورت وزش بادگرم همراه با گردوغبارو در پارس آباد ،مشگين شهر،گرمي وبيله سواربصورت رگبارهاي پراكنده همراه بارعدوبرق جريان پيداميكند. كم فشارهاي سوداني دراستان اردبيل باعث بروزبيماريهاي گوارشي ،جلدي و...ميگردد،جريانات فوق پس ازرسيدن به اردبيل درحاشيه جنوبغربي كوه سبلان ودرصعودازارتفاعات سبلان دراثربارندگي رطوبت خودراازدست داده وبه صورت هواي خشك وگرم ازدامنه هاي جنوب شرقي سبلان سرازيرشده ودررسيدن به شهراردبيل باعث وزش بادجنوبغربي بانام محلي گرميج دراين شهرميشود.
براي برسي اقليم منطقه شناخت عناصر اقليمي ضروري مي باشد كه در ذيل به بررسي مي گردد :
بارندگي
بارندگي يكي از مهمترين عامل تعيين كننده اقليم و چرخه آب در منطقه مي باشد و اگر بخواهيم بارندگي را در يك عبارت بسيار ساده تعريف كنيم اصطلاحاً به كليه نزولات جوي بارندگي گويند. باران و برف عمدهترين نزولات جوي منطقه بوده و برحسب مطالعاتي كه انجام يافته بيا نگر اين است كه حداكثر بارش منطقه با حد اكثر رطوبت ارتباط مستقيم نداشته و در مجموع، ميزان بارندگي به عوامل مختلفي مانند عامل صعود؛ كاهش دما؛ وجود هسته هاي تراكم به مقدار لازم در هواو منبع رطوبتي، بستگي دارد. متوسط مجموع بارندگي سالانه محاسبه شده از ايستگاه هاي مورد مطالعه9/333 ميليمتر است كه مقدار بارندگي در مناطق شمالي استان نسبت به مناطق ديگر كمتر است. در جدول مجموع بارندگي ماهانه و سالانه و فصلي تهيه گرديده است. اين جدول نشان مي دهدكه كمبارانترين ايستگاه مشيران با 2/209 ميليمتر و پر باران ترين آن با 6/482 ميليمتر مربوط به ايستگاه سرعين است .با محاسبه ميزان بارندگي فصلي و توزيع آن مشخص مي شودكه ميانگين مكاني بارش بهاره استان 2/111 ميليمتر معادل 1/34 درصد بارش سالانه است و بيشترين بارش سالانه استان به غير از ايستگاه پارس آباد و سرعين كه در فصل پاييز و فيروز آباد و كلور اردبيل كه در فصل زمستان اتفاق مي افتد ،بقيه مناطق در فصل بهار روي مي دهد. بنابر اين پرباران ترين و كم باران ترين فصول سال به ترتيب بهار و تابستان است؛ كه فصل تابستان با متوسط مجموع بارندگي 9/32 ميليمتر معادل7/8 درصد از كل بارش استان دراين فصل اتفاق مي افتد. ميانگين سالانه بارندگي اردبيل 5/303 ، مشگين شهر 9/367 ، سرعين 6/482 ، مشيران 2/209 ، خلخال 6/375، و پارس آبا دمغان 8/264 ميليمتراست.
دماي هوا توزيع دماي هوادرسطح استان متناسب باتوپوگرافي وسايرويژگيهاي طبيعي آن است نواحي پست واقع دردره رودخانه ارس ودشت مغان گرمترين وارتفاعات سبلان سردترين مناطق استان مي باشند. ميانگين سالانه دماي هوادربين 9/7 تا2/15 درجه سانتي گراددرنوسان مي باشد.وميانگين حداكثردرجه حرارت دربين ايستگاههاي استان بين 3/14 تا 5/20 درجه سانتي گرادمتغيراست وميانگين حداقل درجه حرارت دربين اين ايستگاههابين 5/1 تا 7/9 درجه سانتي گرادمتغيرمي باشدولي وجوددرجه حرارتهاي مطلق بين 5/38- درجه سانتي گرادتا44درجه سانتي گرادبه ترتيب درايستگاههاي فيروزآبادخلخال ومشيران است كه حاكي ازاختلاف شديددمائي است .ودرجدول زيردماي سالانه تهيه گرديده است .
تعدادروزهاي يخبندان
برحسب موقعيت وشرايط جغرافيائي مناطق ونواحي مختلف استان اردبيل ،تعدادروزهاي يخبندان درسال بيشترازمناطق جلگه اي ودشت هاي استان است ودرنقاط مرتفع برفگيراستان،تعدادروزهاي يخبندان به حدود6ماه درسال ميرسد. برحسب آماربلندمدت جوي تعدادروزهاي يخبندان شهرستان اردبيل 128روزومشگين شهر88روزوپارس آباد53روزومشيران 79روزوخلخال 154روزو سرعين147روزوفيروزآباد166روزاست .اين آمارنشان ميدهندكه باافزايش ارتفاع ازشمال استان به جنوب ونقاط مرتفع تعدادروزهاي يخبندان افزايش مي يابدودرارتفاعات بالاي 2200مترازسطح درياجزواقليم ارتفاعات فوقاني محسوب ميشود.
توفان رعدوبرق
توفان رعدوبرق ازآن دسته پديده هاي جوي است كه رخدادآن ممكن است باخسارت مالي ياحتي تلفات جاني همراه باشدواصولاوقوع اين پديده موجب ايجادترس ووحشت مي شوددرمركزاستان اردبيل درهرسال تقريبا8تا9روزتوام باتوفان رعدوبرق است كه فراواني آن درماههاي ارديبهشت وخردادكه ماههاي گذرفصل سرد به فصل گرم استان است، بيشترازسايرماههاي سال ميباشد.درمشگين شهرتعدادروزهاي توفاني درسال درحدود6روزدرخلخال13روزدرپارس آبادمغان 11روزدرسال است .درمشگين شهرماههاي بهار، درخلخال ارديبهشت وخردادودرپارس آبادمغان هم ارديبهشت وخردادبيشترازسايرماههاي سال درمعرض توفان رعدوبرق قرارمي گيرند.
باد
جريان هواهميشه ازنقطه اي به نقطه ديگردرحال حركت مي باشدباحركت اين جريان كه ازسيسستم فشارزيادبه طرف سيستم فشاركم ميباشدبادراتوليدمينمايددرهرمنطقه دونوع باد يافت ميشودكه يكي بادهاي محلي است وديگري بادهاي جبهاي كه بانفوذجبهه به طرف منطقه شروع ميشود.درحالت كلي بادهاي عمومي استان عبارتنداز:
بادشرقي : درفصول مختلف سال كه به بادمه يابادخزري معروف است ازطرف شرق به طرف غرب ميوزدوحداكثررطوبت درياي خزرراباخودبه مناطق مختلف مي آوردوعلت آنراميتوان اختلاف ارتفاع اردبيل ودرياي خزر را ذكرنمود.
بادغربي : اين بادنيزميتوانددرفصول مختلف سال بوزدودراصطلاح محلي به بادگرميچ معروف است ودراثرعبورتوده هواي مديترانه اي ودرياي سياه اتفاق مي افتدومعروفترين باددرمنطقه بشمارمي رودكه سبب تبخيروخشكاندن زمين كشاورزان مي شود.
باد غالب : علاوه بربادهاي ذكرشده بادهاي ديگري نيزدراستان اردبيل مشاهده مي شودكه به نامهاي مختلفي موسوم هستندودرگلبادهاي رسم شده مشخص ميشود. جهت وزش بادغالب درشهرستان اردبيل طي ماههاي دي وبهمن جنوب غربي كه سرعت آن دردي ماه 7/9ودربهمن 1/9متربرثانيه است ودراسفندماه باتغييرجهت ازجنوب غربي به شرقي سرعت آن نيزكاهش يافته وبه 8/6متربرثانيه مي رسد.درتمام طول فصل بهاروتابستان وماه اول پاييزجهت بادغالب دراردبيل ،شرقي وسرعت آن درفروردين ماه 1/7ودرارديبهشت 1/7درخردادماه 2/7درتيرماه 6/7درمرداد1/7درشهريورومهر6/6متربرثانيه است .ازماه دوم پاييزجهت وزش بادهاي غالب جنوبغربي شده كه اين جهت وزش درطول ماههاي آذرودي وبهمن تداوم مي يابد.سرعت بادغالب درآبان ماه 9 ودرآذرماه 6/8متربرثانيه است .دراردبيل بيشترين سرعت بادغالب 7/9متربرثانيه درديماه وكمترين سرعت 6/6متربرثانيه درماههاي شهريورومهراست .وسرعت بادهاي غالب بطورنسبي درفصول سردسال بيشترازماههاي گرم سال ميباشد. شديدترين بادوزيده شده درطول دوره آماري بلندمدت اردبيل باجهت جنوبغربي وسرعت 34متربرثانيه بوده است . بادهاي غالب مشگين شهركه درجدول نشان داده شده است 9ماه ازسال جنوبغربي وسه ماه شمالغربي ميباشدوسرعت بادغالب بين 2/4تا2/8متربرثانيه درهرسال ميباشد.وحداكثرسمت وسرعت باددرطول دوره آماري 29متربرثانيه ازسمت جنوب ميباشد. بادهاي غالب شهرستان خلخال 7ماه غربي و5ماه شرقي ميباشدكه دربادغالب آن غربي باسرعت 3/4متربرثانيه است وحداكثرسرعت باداتفاق افتاده جنوبغربي با24متربرثانيه است درپارس آبادبادغالب شرقي با5متربرثانيه است وحداكثرسمت وسرعت اتفاق افتاده جنوبشرقي با23متربرثانيه است كه درسال 1989اتفاق افتاده است .
طبقه بندي اقليمي استان
موقعيت خاص جغرافيائي استان اردبيل سبب گرديده است كه اين استان درفصلهاي سردسال تحت تاثيرتوده هواهاي مهاجرازشمال ،شمالغرب وغرب قرار گيرد.درفصل هاي تابستان نيزگاهي سيستم هاي هواشناسي كم فشارباران زائي تاثيرگذاشته وبارندگيهاي تابستانه رادراين مناطق نازل مي گردد. بخشهائي ازاستان تحت تاثيراقليم خزري قرارداشته ودرياي خزردرشرق استان برشرايط دمائي ورطوبتي آن اثرمي كندوموجب تعديل اين عوامل جوي مي شود.باعنايت به اينكه استان ازدوبخش كوهستاني سردوجلگه اي معتدل تشكيل شده وبه تبع تنوعات طبيعي وجغرافيائي ،داراي تنوعات اقليمي قابل توجه است .اماويژگي سردي كه ناشي ازهجوم توده هاي هواي سردشمالي ،ارتفاع وعرض جغرافيائي است .صفت مشترك اقليم هاي گوناگون استان گرديده وحتي درپست ترين نقاط استان كه طبيعتاداراي اقليم معتدل هستند. بطورمتوسط درحدود61روزازسال داراي شرايط يخبندان بوده وسردي هوابرتمامي استان و كليه اقليمهاكم وبيش تاثيرميگذارد. بر اساس طبقه بندي اقليمي دمارتن محاسبه رابطه آن بين ايستگاه هاي مختلف استان نوع اقاليم موجود به شرح جدول زير مشخص شده است:
نوع منطقه
نوع اقاليم
نام ايستگاه
استپي
نيمه خشك
اردبيل
استپي
نيمه خشك
پارس آباد
معتدل جنگلي
نيمه مرطوب
خلخال
استپي
نيمه خشك
فيروز آباد
معتدل جنگلي
نيمه مرطوب
سرعين
بياباني
خشك
مشيران
مرز بين استپي و معتدل جنگلي
مرز بين خشك و نيمه مرطوب
نمين
استپي
نيمه خشك
نير
جدول پارامتر هاي مربوط به طبقه بندي آمبرژه استان اردبيل
نـوع اقـليـم
نام ايستگاه
نيمه خشك سرد
اردبيل
نيمه خشك معتدل
پارس آباد
ارتفاعات فوقاني
خلخال
ارتفاعات فوقاني
سرعين
خشك سرد
مشيران
نيمه مرطوب سرد
نمين
نيمه مرطوب سرد
نير
برنامه آموزش زيست محيطي
برنامه آموزش زیست محیطی
اهداف
اهداف برنامه آموزش زیست محیطی شامل افزایش سطح آگاهیها و تفهیم آموزش زیست محیطی به عموم اقشار جامعه از طریق آموزش موثر در طول دوران زندگی و افزایش مشارکت افراد تأثیر گذار و تأثیر پذیر در تصمیم گیریهای محیط زیست محل مربوطه می باشد. همانگونه که در ذیل آمده است، گروههای هد ف شامل مدارس، دانشگاهها، تصمیم گیرندگان، رهبران مذهبی، صاحبان مشاغل و صنایع، کشاورزان و جوامع کشاورزی، عموم مردم، سازمانهای غیر دولتی دوستدار محیط زیست و سایر گروهها میباشند.
آموزش زیست محیطی در مدارس و دانشگاهها
در ابتدا باید یک سیستم آموزش زیست محیطی ایجاد شود. فعالیتهای پیشنهادی به شرح ذیل می باشند.(1) مدارس
ایجاد کارگروههای آموزش زیست محیطی
ملاقات نماینده ای ازآموزش زیست محیطی با وزیر آموزش و پرورش
ملاقات با یکی از معلمان مسوول آموزش زیست محیطی
توسعه مقاله ای درباره آموزش زیست محیطی
تهیه کتابچه آموزش زیست محیطی برای معلمان
تهیه منابعی برای حمایت از آموزش زیست محیطی
توسعه دوره های آموزش معلمان
برنامه اکوتور برای مدارس
ایجاد یک شبکه حمایت از سازمانهای غیر دولتی دوستدار محیط زیست(NGOs) و گروه معلمان
(2) آموزش عالی
ایجاد یک کارگروه آموزش عالی در دانشگاهها
توسعه دوره های آموزش زیست محیطی در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد
ارایه مقالات کلیدی برای تجارب بین المللی در غالب دوره های کارشناسی ارشد و دانشگاهی
توسعه" آموزش سبز" در مراکز عالی دانشگاهها
افزایش آگاهی و مشارکت همگانی
فعالیتهای پیشنهادی برای تصمیم گیرندگان، رهبران مذهبی، صاحبان مشاغل و صنایع، کشاورزان و جوامع روستایی، عموم مردم، NGOs ,( سازمانهای غیر دولتی دوستدار محیط زیست) و سایر گروهها به شرح ذیل می باشد:
فعالیتهای پیشنهادی
هدف
ایجاد چند گروه در خصوص آموزش تالاب
مروروبازنگری فعالیتهای کنونی
توسعه یک استراتژی و برنامه عملی
برنامه های آموزشی برای مرکز آموزش زیست محیطی
تصمیم گیرندگان
د ین مبین اسلام و سمینارهای زیست محیطی
تأسیس یک کار گروه با عنوان اسلام و محیط زیست
تهیه کتابچه ای در خصوص اسلام و دید گاه آن نسبت به محیط زیست
تهیه یک مقاله کوتاه برای مردمی که در مساجد حضور می یابند.
رهبران مذهبی
برگزاری سمینارهای سطح بالا درباره مشاغل ومحیط زیست
بر پایی گردهمایی های زیست محیطی مربوط به مشاغل
چاپ و انتشار مدارک زیست محیطی
هیئتهای آزمایشی زیست محیطی برای بررسی سیستم مدیریت زیست محیطی
حمایت های شغلی از انجمن های محلی زیست محیطی مبتدی
صاحبان مشاغل وصنایع
بر پایی یک سمینارزیست محیطی در سطح بالا
بازبینی و توسعه استراتژی های مربوطه
ملاقات نماینده ای از سازمان جهاد کشاورزی ویک مشاور از محیط زیست روستایی
در نظر گرفتن دوره های آموزشی برای کارمندان سازمان جهاد کشاورزی، اداره کل حفاظت محیط زیست و سایر سازمانها و ادارات
طرح اعطای کمک هزینه به کشاورزان جهت خرید زمین کشاورزی
توسعه دوره های آموزش زیست محیطی برای کشاورزان و جنگل نشینان
افزایش تعداد نشریه های زیست محیطی برای کشاورزان و جنگل نشینان
سیستم اعطای مجوز به کشاورزانی که محصولات کشاورزی خود را با کودهای آلی بعمل می آورند.
کشاورزان و جوامع روستایی
احداث مرکز آموزش زیست محیطی در تالاب
تهیه گزارش سالانه در باره تالاب توسط اداره کل حفاظت محیط زیست
روز تالاب
مقاله
طرح اعطای کمک هزینه به کشاورزان
توسعه دوره های مربوط به مراکز آموزشی جوامع کشاورزی
گروه مشاوره تالاب
برپایی گروههای مشاوره در مسایل برنامه ریزی شده با مشارکت عموم مردم
عموم مردم
آموزش برای سازمانهای غیر دولتی دوستدار محیط زیست
برنامه حمایت مالی از سازمانهای غیر دولنی دوستدار محیط زیست(NGO)
سازمانهای غیر دولتی دوستدار محیط زیست
توصیه های دیگری در خصوص جوامع محلی، روزنامه نگاران و گردشگران وجود دارد.
سایر گروهها
Friday, August 10, 2007
منابع اراضي و خاك
سيماي طبيعي آذربايجان شكل يافته 7 واحد كوهستاني ، دره ها و جلگه هاي ميان آنها مي باشد، كه عبارت از قره داغ، ميشو و مورو،قوشاداغ، سبلان، سهند، بزقوش و تخت سليمان.
شمالي ترين و بزرگترين اين واحدها رشته كوه قره داغ مي باشد، كه از ديوان داغ در منتهي اليه غربي استان آغاز و پس از عبور از شهرستانهاي مرند، شبستر، تبريز، اهر، كليبر و مشكين شهر به دره رودخانه قره سو و دره رود ختم مي شود. دومين رشته كوه ميشو و مورو از منتهي اليه غرب استان در شمال درياچه اروميه آغاز و تا شمالغرب تبريز كشيده مي شود و در اين منطقه توسط تپه هايي كم ارتفاع به رشته كوههاي شمال تبريز يعني عون بن علي كه تا گردنه شبلي ادامه مي يابد، مي پيوندد. رشته كوه بزقوش واحد كوهستاني ديگر استان مي باشد كه به همراه سهند سومين رديف رشته كوههاي شرقي ـ غربي آذربايجان شرقي را به وجود مي آورد. اين رشته كوه از منتهي اليه دامنه هاي شرقي سهند شروع و در سراسر مرز ميان شهرستانهاي سراب و ميانه كشيده شده و در منتهي اليه شرقي خود به طرف جنوب تغيير جهت داده و به كوههاي چهل نور و دره رود سنگور ختم مي شود. سبلان با 4811 متر ارتفاع، منتهي اليه شرقي رشته كوه قوشاداغ و بلندترين نقطه استان و سهند با 3707 متر ارتفاع در جايگاه دوم قرار دارد.كوههاي اربط يا تخت سليمان آخرين عارضه كوهستاني استان به شمار مي آيد، اين رشته كوه كه جنوبي ترين كوههاي آذربايجان شرقي مي باشد، برخلاف ديگر واحدهاي كوهستاني، از دامنه هاي جنوبي سهند آغاز و به طرف جنوب كشيده شده است.
در ميان رشته كوهها و در روند تكامل مورفولوژيك آنها، دشتهاي كوچك و بزرگ متعددي به وجود آمده است كه امروزه بستر فعاليتهاي اقتصادي در استان به شمار مي روند و عموماً بصورت جلگه هاي كوچك و بزرگ آبرفتي پايكوهي به چشم مي خورند كه از مهمترين آنها از نظر وسعت مي توان به دشتهاي زير اشاره نمود:
1 ـ دشت تبريز: اين دشت وسيعترين دشت آذربايجان شرقي محسوب مي شود كه حدود 470 هزار هكتار وسعت داشته و در بين كوههاي ميشو و مورو (در شمال) و دامنه هاي كوههاي سهند (در جنوب) و سواحل درياچه اروميه (در غرب) جاي دارد. اين دشت در ارتفاع تقريبي 1300 متري قرار گرفته و توسط دامنه هاي غربي كوه سهند از دشتهاي عجبشير و مراغه جدا مي شود.
2 ـ دشت مراغه: اين دشت نيز قسمتي از دشت بزرگي است كه در سواحل درياچه اروميه و در داخل آذربايجان غربي كشيده شده است. دشت مراغه در محدوده آذربايجان شرقي توسط دامنه هاي كوههاي سهند و تخت سليمان و سواحل درياچه اروميه و همچنين رودخانه ليلانچاي محصور شده است و با وسعتي در حدود 90 هزار هكتار در ارتفاع متوسط 1300 متري قرار دارد.
3 ـ دشت مرند: دشت مرند در ميان كوههاي ميشو و قره داغ قرار دارد و توسط رشته كوه ميشو از دشت تبريز جدا مي شود. اين دشت با وسعتي معادل 51 هزار هكتار، بطور متوسط 1300 متر ارتفاع دارد.
4 ـ دشت سراب: اين دشت در دو سوي رودخانه آجي چاي و در ميان رشته كوه قوشاداغ و رشته كوه بزقوش قرار دارد. دشت سراب با وسعتي در حدود 50 هزار هكتار، پس از دشت قدم تپه، با ارتفاع متوسط 1650 متر، مرتفع ترين دشت استان به شمار مي آيد.
از دشتهاي ديگر استان كه به لحاظ وسعت داراي اهميت كمتري مي باشند مي توان دشتهاي جلفا، يكانات، بدوستان، ميانه، بستان آباد و قوم تپه را نام برد.
تمامي اراضي يك منطقه اعم از كوهها، تپه ها، دشتها و غيره بنام منابع ارضي آن منطقه شناخته مي شود. موسسه تحقيقات خاك و آب منابع ارضي از نظر شكل ظاهري به 9 تيپ اصلي تقسيم مي كند. هر يك از تيپهاي اصلي نه گانه براساس نوع ماده تشكيل دهنده شكل ظاهري، ارتفاع، پوشش خاكي، پوشش گياهي، استفاده فعلي، فرسايش، شيب، شوري، قليائيت، عمق آب زيرزميني، سيل گيري و ماندابي، ممكن است به چند جزء كوچكتر بنام واحد ارضي تقسيم شوند. هر يك از واحدهاي ارضي براساس اختلاف جزيي كه در خود دارند به چند جزء كوچكتر بنام اجزاء واحد ارضي تقسيم مي شوند. 9 تيپ اصلي ارضي عبارتند از: كوهها، تپه ها، فلاتها و تراسهاي فوقاني، دشتهاي دامنه اي، دشتهاي رودخانه اي، پست، دشتهاي سيلابي، واريزه هاي بادبزني شكل سنگريزه اي، آبرفتهاي بادبزني شكل سنگريزه وار.
بررسي وضعيت اراضي استان برحسب نوع قابليت كاربري نشان مي دهد كه از كل وسعت استان، 6/43 درصد را كوهها،16/27 درصد را تپه ها، 52/13 درصد را فلاتها و تراسهاي فوقاني، 06/3 درصد را دشتهاي دامنه دار، 598/0 درصد را دشتهاي رودخانه اي، 11/4 درصد را اراضي پست و شور، 19/2 درصد را دشتهاي سيلابي، 38/1 درصد را واريزه هاي بادبزني شكل سنگريزه اي، 88/0 درصد را اراضي متفرقه و 11/2 درصد را اراضي نامشخص تشكيل مي دهند.
سيماي منابع خاك
وسعت اراضي مطالعه شده از نظر خاكشناسي، 730 هزار هكتار مي باشد. در مطالعات خاكشناسي اراضي به 6 گروه تقسيم مي شوند. منظور از طبقه بندي اراضي تعيين ارزش اراضي از نظر طبقه بندي اراضي و تعيين ارزش اراضي از نظر كشاورزي و آبياري است. اين ط بقه بندي بر اساس راهنماي اراضي ايران تهيه و در آن عوامل و محدوديتهايي از قبيل قابليت نفوذ، بافت خاك سطحي، مقدار سنگريزه در سطح و عمق خاك، عمق موثر خاك، نفوذپذيري، ميزان شوري و قليائيت، نوع طبقه محدود كننده و همچنين عوارض طبيعي از قبيل شيب و پستي و بلندي و فرسايش و سيلگيري در نظر گرفته شده است. در اين طبقه بندي اراضي به شش كلاس تقسيم مي شود كه اراضي درجه يك تا سه مناسب براي كشاورزي و آبياري و اراضي كلاس چهار در شرايط بخصوص قابل آبياري است. اراضي كلاس پنج در حال حاضر غيرقابل آبياري و اراضي كلاس شش به هيچ وجه قابل آبياري نيست. بر اين اساس، كلاس بندي خاكهاي مطالعه شده به شرح ذيل مي باشد:
ـ درجه يك 44 هزار هكتار (02/6 درصد)
ـ درجه 2 185 هزار هكتار (3/25 درصد)
ـ درجه 3 290 هزار هكتار (7/39 درصد)
ـ درجه 4 110 هزار هكتار (15 درصد)
ـ درجه 5 38 هزار هكتار (2/5 درصد)
ـ درجه 6 63 هزار هكتار (6/8 درصد)
با اين شرايط. تنها 71 درصد از اراضي مطالعه شده مناسب براي كشاورزي مناسب تشخيص داده شده است و از كل اراضي مطالعه شده استان معادل 150 هزار هكتار اراضي شور و قليايي است.
شمالي ترين و بزرگترين اين واحدها رشته كوه قره داغ مي باشد، كه از ديوان داغ در منتهي اليه غربي استان آغاز و پس از عبور از شهرستانهاي مرند، شبستر، تبريز، اهر، كليبر و مشكين شهر به دره رودخانه قره سو و دره رود ختم مي شود. دومين رشته كوه ميشو و مورو از منتهي اليه غرب استان در شمال درياچه اروميه آغاز و تا شمالغرب تبريز كشيده مي شود و در اين منطقه توسط تپه هايي كم ارتفاع به رشته كوههاي شمال تبريز يعني عون بن علي كه تا گردنه شبلي ادامه مي يابد، مي پيوندد. رشته كوه بزقوش واحد كوهستاني ديگر استان مي باشد كه به همراه سهند سومين رديف رشته كوههاي شرقي ـ غربي آذربايجان شرقي را به وجود مي آورد. اين رشته كوه از منتهي اليه دامنه هاي شرقي سهند شروع و در سراسر مرز ميان شهرستانهاي سراب و ميانه كشيده شده و در منتهي اليه شرقي خود به طرف جنوب تغيير جهت داده و به كوههاي چهل نور و دره رود سنگور ختم مي شود. سبلان با 4811 متر ارتفاع، منتهي اليه شرقي رشته كوه قوشاداغ و بلندترين نقطه استان و سهند با 3707 متر ارتفاع در جايگاه دوم قرار دارد.كوههاي اربط يا تخت سليمان آخرين عارضه كوهستاني استان به شمار مي آيد، اين رشته كوه كه جنوبي ترين كوههاي آذربايجان شرقي مي باشد، برخلاف ديگر واحدهاي كوهستاني، از دامنه هاي جنوبي سهند آغاز و به طرف جنوب كشيده شده است.
در ميان رشته كوهها و در روند تكامل مورفولوژيك آنها، دشتهاي كوچك و بزرگ متعددي به وجود آمده است كه امروزه بستر فعاليتهاي اقتصادي در استان به شمار مي روند و عموماً بصورت جلگه هاي كوچك و بزرگ آبرفتي پايكوهي به چشم مي خورند كه از مهمترين آنها از نظر وسعت مي توان به دشتهاي زير اشاره نمود:
1 ـ دشت تبريز: اين دشت وسيعترين دشت آذربايجان شرقي محسوب مي شود كه حدود 470 هزار هكتار وسعت داشته و در بين كوههاي ميشو و مورو (در شمال) و دامنه هاي كوههاي سهند (در جنوب) و سواحل درياچه اروميه (در غرب) جاي دارد. اين دشت در ارتفاع تقريبي 1300 متري قرار گرفته و توسط دامنه هاي غربي كوه سهند از دشتهاي عجبشير و مراغه جدا مي شود.
2 ـ دشت مراغه: اين دشت نيز قسمتي از دشت بزرگي است كه در سواحل درياچه اروميه و در داخل آذربايجان غربي كشيده شده است. دشت مراغه در محدوده آذربايجان شرقي توسط دامنه هاي كوههاي سهند و تخت سليمان و سواحل درياچه اروميه و همچنين رودخانه ليلانچاي محصور شده است و با وسعتي در حدود 90 هزار هكتار در ارتفاع متوسط 1300 متري قرار دارد.
3 ـ دشت مرند: دشت مرند در ميان كوههاي ميشو و قره داغ قرار دارد و توسط رشته كوه ميشو از دشت تبريز جدا مي شود. اين دشت با وسعتي معادل 51 هزار هكتار، بطور متوسط 1300 متر ارتفاع دارد.
4 ـ دشت سراب: اين دشت در دو سوي رودخانه آجي چاي و در ميان رشته كوه قوشاداغ و رشته كوه بزقوش قرار دارد. دشت سراب با وسعتي در حدود 50 هزار هكتار، پس از دشت قدم تپه، با ارتفاع متوسط 1650 متر، مرتفع ترين دشت استان به شمار مي آيد.
از دشتهاي ديگر استان كه به لحاظ وسعت داراي اهميت كمتري مي باشند مي توان دشتهاي جلفا، يكانات، بدوستان، ميانه، بستان آباد و قوم تپه را نام برد.
تمامي اراضي يك منطقه اعم از كوهها، تپه ها، دشتها و غيره بنام منابع ارضي آن منطقه شناخته مي شود. موسسه تحقيقات خاك و آب منابع ارضي از نظر شكل ظاهري به 9 تيپ اصلي تقسيم مي كند. هر يك از تيپهاي اصلي نه گانه براساس نوع ماده تشكيل دهنده شكل ظاهري، ارتفاع، پوشش خاكي، پوشش گياهي، استفاده فعلي، فرسايش، شيب، شوري، قليائيت، عمق آب زيرزميني، سيل گيري و ماندابي، ممكن است به چند جزء كوچكتر بنام واحد ارضي تقسيم شوند. هر يك از واحدهاي ارضي براساس اختلاف جزيي كه در خود دارند به چند جزء كوچكتر بنام اجزاء واحد ارضي تقسيم مي شوند. 9 تيپ اصلي ارضي عبارتند از: كوهها، تپه ها، فلاتها و تراسهاي فوقاني، دشتهاي دامنه اي، دشتهاي رودخانه اي، پست، دشتهاي سيلابي، واريزه هاي بادبزني شكل سنگريزه اي، آبرفتهاي بادبزني شكل سنگريزه وار.
بررسي وضعيت اراضي استان برحسب نوع قابليت كاربري نشان مي دهد كه از كل وسعت استان، 6/43 درصد را كوهها،16/27 درصد را تپه ها، 52/13 درصد را فلاتها و تراسهاي فوقاني، 06/3 درصد را دشتهاي دامنه دار، 598/0 درصد را دشتهاي رودخانه اي، 11/4 درصد را اراضي پست و شور، 19/2 درصد را دشتهاي سيلابي، 38/1 درصد را واريزه هاي بادبزني شكل سنگريزه اي، 88/0 درصد را اراضي متفرقه و 11/2 درصد را اراضي نامشخص تشكيل مي دهند.
سيماي منابع خاك
وسعت اراضي مطالعه شده از نظر خاكشناسي، 730 هزار هكتار مي باشد. در مطالعات خاكشناسي اراضي به 6 گروه تقسيم مي شوند. منظور از طبقه بندي اراضي تعيين ارزش اراضي از نظر طبقه بندي اراضي و تعيين ارزش اراضي از نظر كشاورزي و آبياري است. اين ط بقه بندي بر اساس راهنماي اراضي ايران تهيه و در آن عوامل و محدوديتهايي از قبيل قابليت نفوذ، بافت خاك سطحي، مقدار سنگريزه در سطح و عمق خاك، عمق موثر خاك، نفوذپذيري، ميزان شوري و قليائيت، نوع طبقه محدود كننده و همچنين عوارض طبيعي از قبيل شيب و پستي و بلندي و فرسايش و سيلگيري در نظر گرفته شده است. در اين طبقه بندي اراضي به شش كلاس تقسيم مي شود كه اراضي درجه يك تا سه مناسب براي كشاورزي و آبياري و اراضي كلاس چهار در شرايط بخصوص قابل آبياري است. اراضي كلاس پنج در حال حاضر غيرقابل آبياري و اراضي كلاس شش به هيچ وجه قابل آبياري نيست. بر اين اساس، كلاس بندي خاكهاي مطالعه شده به شرح ذيل مي باشد:
ـ درجه يك 44 هزار هكتار (02/6 درصد)
ـ درجه 2 185 هزار هكتار (3/25 درصد)
ـ درجه 3 290 هزار هكتار (7/39 درصد)
ـ درجه 4 110 هزار هكتار (15 درصد)
ـ درجه 5 38 هزار هكتار (2/5 درصد)
ـ درجه 6 63 هزار هكتار (6/8 درصد)
با اين شرايط. تنها 71 درصد از اراضي مطالعه شده مناسب براي كشاورزي مناسب تشخيص داده شده است و از كل اراضي مطالعه شده استان معادل 150 هزار هكتار اراضي شور و قليايي است.
آرامش در پناه جنگلها
آرامش در پناه جنگل
ارزش هاي زيست محيطي جنگل
جنگلها به عنوان يكي از مهمترين سامانه هاي حيات بخش بشر جايگاه انكارناپذيري در تامين رفاه ، آسايش و سعادتمندي جوامع بشري دارند. وجود ارزش هاي متعدد و متنوع اقتصادي و زيست محيطي در پيكره اين منابع ارزشمند الهي ، تكيه گاه مطمئن و استواري براي تداوم و ارتقاي زيست جانوران به ويژه انسان و متضمن شكوفايي حيات جوامع بشري و توسعه پايدار است.متاسفانه همه ساله سطوح بسيار زيادي از جنگلهاي دنيا بر اثر عوامل متعدد از جمله بهره برداري غير اصولي و مفرط منهدم مي شود. در ميان علل وعوامل امحاء و نابودي جنگلها ، ناآگاهي از خواص و ارزش هاي زيست محيطي اين منابع نيز به سهم خود تاثيرات زيانباري داشته و دارد. بنابراين به منظور شفاف سازي و جلب توجه اذهان و افكار عمومي ، به مشاركت فعال در ايفاي رسالت خطير ملي و مذهبي براي حفظ ، احياء و توسعه اين منابع ارزشمند ، برخي اثرات زيست محيطي جنگلها را بر مي شماريم تا روند فزايند تجاوز وتخريب جنگلها كاهش يابد و در نهايت متوقف شود ، چرا كه متعقديم حفاظت و توسعه جنگلها با عزم و اراده ملي و همكاري و همدلي هموطنان عزيز و همچنين تلاش مجدانه مسئولين و متخصصين كه زمام امور را در دست دارند امكان پذير است.جنگلهاي واقع در اراضي جلگه اي ، ميان بند و ارتفاعات فوقاني حوضه هاي آبخيز با تنظيم جريانهاي آبي ، جلوگيري از فرسايش آب، ، باد ،خاك و طغيان رودخانه ها ، افزايش عمر مفيد مخازن آبي و سدها تعديل آب و هواي محيط وتامين آب مورد نياز اراضي كشاورزي ، پشتوانه اي مطمئن براي زمين هاي كشاورزي واقع در دشت هاي مشرف به حوضه هاي آبخيز به شمار مي آيند و در افزايش توليد و ارتقاي كيفي محصولات كشاورزي در واحد سطح تاثير به سزايي دارند. اراضي جنگلي به دليل ريشه دواندن گياهان و درختان و فعاليت ميكروارگانسيم هاي موجود در جنگلها ، موجب نفوذ نزولات آسماني درخاك و ذخيره اين نزولات مي شوند به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به ذخيره سازي 500 تا 2 هزار متر مكعب آب است. ضمن اين كه زمان نفوذ يك ليتر آب در جنگل حدود 7 دقيقه و در اراضي كشاورزي 46 دقيقه است در حالي كه در مناطق غير جنگلي اين زمان به حدود 4 ساعت افزايش مي يابد.به عبارتي توان نفوذ پذيري نزولات در خاك هاي جنگلي 40 برابر بيشتر از اراضي غير جنگلي است. پوشش هاي گياهي به ويژه درختان در كاهش آلودگي هواي ناشي از سوخت واحدهاي صنعتي ، خودروها ومنازل تاثير به سزايي دارند. جنگلها از مصرف كنندگان عمده دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي ياد شده هستند. جنگلها با انجام عمل فتوسنتزيكي از منابع مهم توليد اكسيژن مورد نياز جانوران و انسان به شمار مي آيند. به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به توليد اكسيژن مورد نياز دست كم ده نفر در طول سال خواهد بود.به دليل تنوع ساختار افقي و عمودي درختان جنگلي ، به ويژه وجود درختاني با سرشت متفاوت و طبقات ارتفاعي مختلف ، جنگلها در مطلوبيت بهره مندي از اثرات فيزيكي، شيميايي و حرارتي پرتو خورشيد براي انسان ها تاثير به سزايي دارند، ضمن اين كه وضعيت تابش نور خورشيد در فضاي جنگلي نقش موثري در آرامش روحي انسانها دارد. جنگلها موجب تعديل آب و هواي محيط مي شوند ، در ساعات روز به اين دليل كه شاخ و برگ درختان مانند حفاظي در برابر پرتو نوراني خورشيد قرار مي گيرند ، دماي هواي جنگل كمتر از دماي فضاي غير جنگلي است و در طول شب نيز به اين دليل كه تغيير و انعكاس حرارتي دما در محيط وخاك جنگلي كمتر است ، هواي محيط جنگلي خنك تر از فضاي باز است .در جنگل ، تركيبي از آواي دلنواز پرندگان ، جريان آب دره ها و رودخانه ها و به هم خوردن برگها و شاخه ها به روح و روان آدمي آرامش مي بخشد. از آنجا كه محيط جنگلي فاقد انواع صداهاي گوشخراش و مخرب است ، محيطي امن و آرامش بخش براي استراحت انسانهاي خسته از فعاليت در مراكز صنعتي و شهري درايام فراغت است. شاخ و برگ درختان جنگلي گرد و غبار هوا را كه توسط باد جابه جا مي شوند ، جذب ميكنند و آلودگي هوا را كاهش مي دهند. سرب معلق در هوا حاصل فعاليت واحدهاي صنعتي و وسايل نقليه موتوري و يكي از مواد سمي وخطرناك براي انسان است كه از طريق تنفس جذب مي شود و عوارض و پيامدهاي ناگواري بر سلامت انسان دارد. يكي از اثرات مفيد جنگلها جذب مقدار زيادي از دوده سرب معلق درهوا است كه از عوامل حفظ تندرستي انسان به شمار مي آيد .سيماي ظاهري درختان چشم انداز آرامش بخش ومطلوبي براي انسان به شمار مي آيد. درختان ودرختچه ها به دليل دارا بودن رنگهاي مختلف چشم اندازي طبيعي و ديدني در برابر ديدگان آدمي قرار مي دهند . به ويژه رنگ سبز برگ درختان كه از نظر رواشناسي از جمله رنگهاي آرامش بخش است. جنگل همچنين در زيبا سازي محيط زندگي جوامع بشري جايگاه ويژه اي دارد. مقاومت جنگل در مقابل ويرانگري هاي باد و طوفان ، نشانه و نمادي از دوستي طبيعت و بشر است . درختان جنگلي در كاهش سرعت باد و طوفان نقش بسزايي دارند وموجب كاهش اثرات تخريبي اين عوامل مي شوند . پوشش گياهي درختان به دليل حفاظت از خاك ، قدرت نگهداري وجذب نزولات وكاهش سرعت سقوط برف و باران بر زمين نقش انكار ناپذيري در جلوگيري از جاري شدن سيلاب و كاهش اثرات مخرب آن دارد. با توجه به اين كه كاهش درجه حرارت هوا سهمي در افزايش رطوبت نسبي هوا دارد، درختان جنگلي با جذب نزولات و ذخيره كردن آن در سفره هاي آب هاي زير زميني و تبخير آن در ايام خشك ، موجب افزايش رطوبت نسبي هوا در فضاي جنگل مي شوند. افزون بر اين كه شاخ و برگ درختان با جلوگيري از تابش مستقيم نور خورشيد و كاهش اثرات تخريبي پرتوهاي خورشيدي ، مانع تبخير سطحي رطوبت خاك مي شوند.درختان با جذب ،نگهداري و افزايش زمان ذوب برفها بر روي شاخ و برگ خود از تجمع آنها جلوگيري كرده و مانع حركت توده هاي عظيم برف به شكل بهمن مي شوند.از آنجا كه توليد دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي فسيلي انعكاس پرتوهاي خورشيدي را از زمين ناممكن مي سازد، در نتيجه ميانگين گرماي زمين افزايش يافته و پديده موسوم به گلخانه اي ايجاد مي شود كه اختلال در محيط زيست انساني را به دنبال دارد. بنابراين حفاظت وتوسعه جنگلها موجب جذب و رسوب دي اكسيد كربن ومانع افزايش گرماي زمين و بروز پديده گلخانه اي خواهد شد. جنگلها بعنوان محيط زيست طبيعي ، مامن بسياري از حيوانات وحشي و پرندگان هستند و نقش موثر آنان در بهسازي محيط زيست انكار ناپذير است.با توجه به رشد فزاينده جمعيت انساني و توسعه بي حد و حصر تكنولوژي و قرارگرفتن در عصر فرا صنعتي كه جوامع بشري از يك طرف با محدوديت منابع جنگلي و از سوي ديگر با آلودگي محيط زيست دست به گريبان هستند، نقش و جايگاه جنگلها به دليل برخورداري از ارزش هاي فراوان و متنوع در جلوگيري از آلودگي ها اجتناب ناپذير است. همان طور كه مي دانيم لايه ازن به مثابه سپري دفاعي در تقابل با اثرات تخريبي پرتو فرابنفش داراي اهميت ويژه است . جنگلها با تثبيت لايه ازن موجب كاهش آثار زيانبار پرتوهاي فرابنفش و بيماريهاي ناشي از آن خواهند شد. كنترل آفات و امراض گياهي و جلوگيري از هجوم گونه هاي مهاجم به محصولات كشاورزي، پديد آمدن ارزشهاي زيبايي شناختي و هنري ، توليد انواع فراوردهاي غير چوبي ، امكان فعاليتهاي جنبي مانند پرورش انواع آبزيان ، زنبورداري ، توليد قارچ ، فراهم ساختن زمينه هاي گردشگري و بسياري از فوايد ارزشمند ديگر دست آوردهاي گرانبهايي هستند كه به يمن حضور و حفاظت جنگلها در اختيار بشر قرار گرفته اند. اهميت روز افزون نقش زيست محيطي جنگلها و تاثير همه جانبه آن در توسعه پايدار ايجاب مي كند براي ترويج فرهنگ حفاظت و حراست از جنگلها و به منظور برخورداري كامل از كليه ارزشهاي زيست محيطي دست در دست يكديگر ،تلاشي مشترك را عينيت بخشيم تا جنگلها همچنان به عنوان ابزار آرامش و سعاتمندي نسلهاي امروز و فردا پايدار بمانند.
دكتر محمدرضا مروي مهاجر
استاد دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران
ارزش هاي زيست محيطي جنگل
جنگلها به عنوان يكي از مهمترين سامانه هاي حيات بخش بشر جايگاه انكارناپذيري در تامين رفاه ، آسايش و سعادتمندي جوامع بشري دارند. وجود ارزش هاي متعدد و متنوع اقتصادي و زيست محيطي در پيكره اين منابع ارزشمند الهي ، تكيه گاه مطمئن و استواري براي تداوم و ارتقاي زيست جانوران به ويژه انسان و متضمن شكوفايي حيات جوامع بشري و توسعه پايدار است.متاسفانه همه ساله سطوح بسيار زيادي از جنگلهاي دنيا بر اثر عوامل متعدد از جمله بهره برداري غير اصولي و مفرط منهدم مي شود. در ميان علل وعوامل امحاء و نابودي جنگلها ، ناآگاهي از خواص و ارزش هاي زيست محيطي اين منابع نيز به سهم خود تاثيرات زيانباري داشته و دارد. بنابراين به منظور شفاف سازي و جلب توجه اذهان و افكار عمومي ، به مشاركت فعال در ايفاي رسالت خطير ملي و مذهبي براي حفظ ، احياء و توسعه اين منابع ارزشمند ، برخي اثرات زيست محيطي جنگلها را بر مي شماريم تا روند فزايند تجاوز وتخريب جنگلها كاهش يابد و در نهايت متوقف شود ، چرا كه متعقديم حفاظت و توسعه جنگلها با عزم و اراده ملي و همكاري و همدلي هموطنان عزيز و همچنين تلاش مجدانه مسئولين و متخصصين كه زمام امور را در دست دارند امكان پذير است.جنگلهاي واقع در اراضي جلگه اي ، ميان بند و ارتفاعات فوقاني حوضه هاي آبخيز با تنظيم جريانهاي آبي ، جلوگيري از فرسايش آب، ، باد ،خاك و طغيان رودخانه ها ، افزايش عمر مفيد مخازن آبي و سدها تعديل آب و هواي محيط وتامين آب مورد نياز اراضي كشاورزي ، پشتوانه اي مطمئن براي زمين هاي كشاورزي واقع در دشت هاي مشرف به حوضه هاي آبخيز به شمار مي آيند و در افزايش توليد و ارتقاي كيفي محصولات كشاورزي در واحد سطح تاثير به سزايي دارند. اراضي جنگلي به دليل ريشه دواندن گياهان و درختان و فعاليت ميكروارگانسيم هاي موجود در جنگلها ، موجب نفوذ نزولات آسماني درخاك و ذخيره اين نزولات مي شوند به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به ذخيره سازي 500 تا 2 هزار متر مكعب آب است. ضمن اين كه زمان نفوذ يك ليتر آب در جنگل حدود 7 دقيقه و در اراضي كشاورزي 46 دقيقه است در حالي كه در مناطق غير جنگلي اين زمان به حدود 4 ساعت افزايش مي يابد.به عبارتي توان نفوذ پذيري نزولات در خاك هاي جنگلي 40 برابر بيشتر از اراضي غير جنگلي است. پوشش هاي گياهي به ويژه درختان در كاهش آلودگي هواي ناشي از سوخت واحدهاي صنعتي ، خودروها ومنازل تاثير به سزايي دارند. جنگلها از مصرف كنندگان عمده دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي ياد شده هستند. جنگلها با انجام عمل فتوسنتزيكي از منابع مهم توليد اكسيژن مورد نياز جانوران و انسان به شمار مي آيند. به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به توليد اكسيژن مورد نياز دست كم ده نفر در طول سال خواهد بود.به دليل تنوع ساختار افقي و عمودي درختان جنگلي ، به ويژه وجود درختاني با سرشت متفاوت و طبقات ارتفاعي مختلف ، جنگلها در مطلوبيت بهره مندي از اثرات فيزيكي، شيميايي و حرارتي پرتو خورشيد براي انسان ها تاثير به سزايي دارند، ضمن اين كه وضعيت تابش نور خورشيد در فضاي جنگلي نقش موثري در آرامش روحي انسانها دارد. جنگلها موجب تعديل آب و هواي محيط مي شوند ، در ساعات روز به اين دليل كه شاخ و برگ درختان مانند حفاظي در برابر پرتو نوراني خورشيد قرار مي گيرند ، دماي هواي جنگل كمتر از دماي فضاي غير جنگلي است و در طول شب نيز به اين دليل كه تغيير و انعكاس حرارتي دما در محيط وخاك جنگلي كمتر است ، هواي محيط جنگلي خنك تر از فضاي باز است .در جنگل ، تركيبي از آواي دلنواز پرندگان ، جريان آب دره ها و رودخانه ها و به هم خوردن برگها و شاخه ها به روح و روان آدمي آرامش مي بخشد. از آنجا كه محيط جنگلي فاقد انواع صداهاي گوشخراش و مخرب است ، محيطي امن و آرامش بخش براي استراحت انسانهاي خسته از فعاليت در مراكز صنعتي و شهري درايام فراغت است. شاخ و برگ درختان جنگلي گرد و غبار هوا را كه توسط باد جابه جا مي شوند ، جذب ميكنند و آلودگي هوا را كاهش مي دهند. سرب معلق در هوا حاصل فعاليت واحدهاي صنعتي و وسايل نقليه موتوري و يكي از مواد سمي وخطرناك براي انسان است كه از طريق تنفس جذب مي شود و عوارض و پيامدهاي ناگواري بر سلامت انسان دارد. يكي از اثرات مفيد جنگلها جذب مقدار زيادي از دوده سرب معلق درهوا است كه از عوامل حفظ تندرستي انسان به شمار مي آيد .سيماي ظاهري درختان چشم انداز آرامش بخش ومطلوبي براي انسان به شمار مي آيد. درختان ودرختچه ها به دليل دارا بودن رنگهاي مختلف چشم اندازي طبيعي و ديدني در برابر ديدگان آدمي قرار مي دهند . به ويژه رنگ سبز برگ درختان كه از نظر رواشناسي از جمله رنگهاي آرامش بخش است. جنگل همچنين در زيبا سازي محيط زندگي جوامع بشري جايگاه ويژه اي دارد. مقاومت جنگل در مقابل ويرانگري هاي باد و طوفان ، نشانه و نمادي از دوستي طبيعت و بشر است . درختان جنگلي در كاهش سرعت باد و طوفان نقش بسزايي دارند وموجب كاهش اثرات تخريبي اين عوامل مي شوند . پوشش گياهي درختان به دليل حفاظت از خاك ، قدرت نگهداري وجذب نزولات وكاهش سرعت سقوط برف و باران بر زمين نقش انكار ناپذيري در جلوگيري از جاري شدن سيلاب و كاهش اثرات مخرب آن دارد. با توجه به اين كه كاهش درجه حرارت هوا سهمي در افزايش رطوبت نسبي هوا دارد، درختان جنگلي با جذب نزولات و ذخيره كردن آن در سفره هاي آب هاي زير زميني و تبخير آن در ايام خشك ، موجب افزايش رطوبت نسبي هوا در فضاي جنگل مي شوند. افزون بر اين كه شاخ و برگ درختان با جلوگيري از تابش مستقيم نور خورشيد و كاهش اثرات تخريبي پرتوهاي خورشيدي ، مانع تبخير سطحي رطوبت خاك مي شوند.درختان با جذب ،نگهداري و افزايش زمان ذوب برفها بر روي شاخ و برگ خود از تجمع آنها جلوگيري كرده و مانع حركت توده هاي عظيم برف به شكل بهمن مي شوند.از آنجا كه توليد دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي فسيلي انعكاس پرتوهاي خورشيدي را از زمين ناممكن مي سازد، در نتيجه ميانگين گرماي زمين افزايش يافته و پديده موسوم به گلخانه اي ايجاد مي شود كه اختلال در محيط زيست انساني را به دنبال دارد. بنابراين حفاظت وتوسعه جنگلها موجب جذب و رسوب دي اكسيد كربن ومانع افزايش گرماي زمين و بروز پديده گلخانه اي خواهد شد. جنگلها بعنوان محيط زيست طبيعي ، مامن بسياري از حيوانات وحشي و پرندگان هستند و نقش موثر آنان در بهسازي محيط زيست انكار ناپذير است.با توجه به رشد فزاينده جمعيت انساني و توسعه بي حد و حصر تكنولوژي و قرارگرفتن در عصر فرا صنعتي كه جوامع بشري از يك طرف با محدوديت منابع جنگلي و از سوي ديگر با آلودگي محيط زيست دست به گريبان هستند، نقش و جايگاه جنگلها به دليل برخورداري از ارزش هاي فراوان و متنوع در جلوگيري از آلودگي ها اجتناب ناپذير است. همان طور كه مي دانيم لايه ازن به مثابه سپري دفاعي در تقابل با اثرات تخريبي پرتو فرابنفش داراي اهميت ويژه است . جنگلها با تثبيت لايه ازن موجب كاهش آثار زيانبار پرتوهاي فرابنفش و بيماريهاي ناشي از آن خواهند شد. كنترل آفات و امراض گياهي و جلوگيري از هجوم گونه هاي مهاجم به محصولات كشاورزي، پديد آمدن ارزشهاي زيبايي شناختي و هنري ، توليد انواع فراوردهاي غير چوبي ، امكان فعاليتهاي جنبي مانند پرورش انواع آبزيان ، زنبورداري ، توليد قارچ ، فراهم ساختن زمينه هاي گردشگري و بسياري از فوايد ارزشمند ديگر دست آوردهاي گرانبهايي هستند كه به يمن حضور و حفاظت جنگلها در اختيار بشر قرار گرفته اند. اهميت روز افزون نقش زيست محيطي جنگلها و تاثير همه جانبه آن در توسعه پايدار ايجاب مي كند براي ترويج فرهنگ حفاظت و حراست از جنگلها و به منظور برخورداري كامل از كليه ارزشهاي زيست محيطي دست در دست يكديگر ،تلاشي مشترك را عينيت بخشيم تا جنگلها همچنان به عنوان ابزار آرامش و سعاتمندي نسلهاي امروز و فردا پايدار بمانند.
دكتر محمدرضا مروي مهاجر
استاد دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران
مقدمه
به نام خداوند بزرگ و بي همتا
با سلام و درود بيكران به همه عزيزاني كه وبلاگ دوست و وبلاگ نويس هستند بوسيله اين مقدمه كوتاه آغاز اين وبلاگ را شروع مي كنم و به اطلاع عزيزان و دوستداران طبيعيت مي رسانم اين وبلاگ در زمينه منابع طبيعي و كشاورزي و لزوم ترويج و گسترش اين رشته همراه با مقالات و تصاوير متنوع خواهد بود براي بهتر شدن اين وبلاگ به كمك نظرات و پيشنهادات شما عزيزان نيازمنديم با نظر دادن ما را بيش از پيش ياري فرماييد
موفق باشيد
Subscribe to:
Posts (Atom)


